به گزارش پایگاه خبری تحلیلی گیل رسا؛
خبر، آرام نیامد.
نصفهشب بود و گوشیها یکییکی روشن میشدند.
در سکوتی که هنوز شب از شهر نرفته بود، نام سرداران و فرماندهان شهید بر صفحه خبرها نشست و همان یک لحظه کافی بود تا همه چیز مکث کند.
خانهها، خیابانها و دلها؛ انگار ایران نفسی عمیق کشید و ایستاد.
انتشار خبر شهادت فرماندهان و سرداران ایرانی، نه وحشت آفرید و نه آشوب. آنچه دیده شد، آرامشی عجیب بود؛ آرامشی شبیه تصمیم. مردمی که شاید همدیگر را نمیشناختند، اما ناگهان در یک احساس مشترک به هم رسیدند؛ احساس مسئولیت.
وقتی خبر شهادت رسید، مردم عقب ننشستند
با رسیدن خبرها، کوچهها شلوغ نشد اما دلها به هم نزدیکتر شد. پرچمها بیدعوت بیرون آمدند، عکس شهدا دستبهدست شد و مساجد زودتر از همیشه روشن ماندند. کسی فرمان نداد که بایستید، اما همه ایستادند.
مادران با بغضی فروخورده دعا میکردند، پدران بیصدا اخبار را دنبال میکردند و جوانها، جدیتر از همیشه، آینده را نگاه میکردند. شهادت سرداران، مردم را نترساند؛ آنها را بیدارتر کرد.
دوازده روزی که ملت، قرارگاه شد
در دوازده روز دفاع مقدس ملت ایران در برابر رژیم غاصب صهیونیستی، کشور فقط یک جغرافیا نبود؛ یک قرارگاه مردمی بود. هر کس به اندازه توانش در خط ایستاد. یکی با آگاهیبخشی، یکی با آرامکردن فضا، یکی با خدمت، یکی با صبر.
نه احتکار شکل گرفت، نه التهاب فراگیر شد. نانواییها چراغشان را زود خاموش نکردند، مغازهها انصاف را کنار نگذاشتند و مردم، پشت هم، پشت هم ماندند. حتی جایی که صدای انفجار نبود، صدای ایستادگی شنیده میشد.
دشمن، مردم را نشناخته بود
رژیم صهیونیستی شاید محاسبه تجهیزات را بلد باشد، اما محاسبه ملتها را نه. آنها گمان کردند با شهادت فرماندهان، ستون مقاومت فرو میریزد؛ غافل از اینکه در ایران، هر سرداری که میرود، هزار نفر خودشان را موظفتر میدانند.
جنگ، فقط در میدان نبود؛ در روایتها بود، در حفظ آرامش جامعه، در نذاشتنِ ترس به دلها. مردم اجازه ندادند شایعه جای حقیقت را بگیرد و دشمن، تصویر نادرستی از ایران بسازد.
دفاعی که دوباره مردمی شد
آن دوازده روز، دفاع مقدس را از کتابها بیرون آورد و به زندگی مردم آورد. همه فهمیدند که دفاع، زمان ندارد؛ فقط «موقعیت» میخواهد. موقعیتی که این بار، با خون سرداران و اتحاد مردم رقم خورد.
مردم نشان دادند هنوز بلدند کنار هم بایستند؛ بیهیاهو، بیادعا، اما محکم. این همصدایی، بزرگترین پاسخ به دشمنی بود که روی شکافها حساب کرده بود.
روایتی باز از یک ماندگاری
سرداران و فرماندهان رفتند، اما چیزی را با خود نبردند. آنها مسئولیت را به مردم سپردند؛ مسئولیت آگاهماندن، کنارهمبودن و ایرانبودن.
حالا وقتی از آن دوازده روز گفته میشود، فقط از جنگ حرف نمیزنیم؛ از روزهایی میگوییم که ملت ایران دوباره ثابت کرد اگر یکدل بایستد، هیچ رژیم متجاوزی توان شکستن این ایستادگی را ندارد.





ثبت دیدگاه