به گزارش پایگاه خبری تحلیلی “گیل رسا” از رشت، دیروز غروب، آستانه اشرفیه نه تنها یک شهر، که قلب تپنده یک ملت داغدیده بود. روايت این سوگ و تلاطم، درست از حوالی ساعت چهار بعدازظهر آغاز شد؛ زمانی که پیکر پاک شانزده شهید مظلوم عملیات تروریستی و موشکی رژیم صهیونیستی، در میان اشک و شعار، از میدان شهدای ذهاب رشت تا میدان صیقلان، بر روی دستان مردم تشییع شد.
هنوز صدای طبل عزا در کوچهها پخش نشده بود که سیل جمعیت با چشمانی نمدار، مسیر رنج و افتخار را لبریز کردند. خیابان رشت، تا چشم کار میکرد پر از جاماندگانی بود که پشت سر کاروان، قدم به قدم پیش آمدند؛ از زن جوانی که فرزندش را در آغوش فشار میداد تا مرد سالخوردهای که عکسِ شهیدان را مثل جان به سینه میفشرد.
کسی در آن لحظهها به ساعت نگاه نمیکرد. هوا انگار از همیشه سنگینتر بود. همه از شمال و جنوب و غرب و مرکز شهر خودشان را به میدان رسانده بودند تا پیکرهایی را که دیگر برنمیگردند، تا حماسهای که باید جاودانه شود، بر شانه بردارند. صداهای «یا حسین» و «مرگ بر اسرائیل»، با هر قدم در خیابان رشت موج میزد؛ صدایی گره خورده در بغض، پر از خشم و امید.

کارناوال عزت و خون
عقربههای ساعت پنج عصر را نشان میداد که کارناوال خودرویی حامل پیکرهای مطهر این شانزده شهید، راهیِ آستانه اشرفیه شد.
جادهای که معمولاً با عبور ماشینها شلوغ بود، حالا با صفوف بیکران خودروهایی که چراغهایشان را روشن کرده بودند و پرچمهای سیاه و سبز و ایران را به اهتزاز درآورده بودند، شبیه به رودی خروشان از خشم و اندوه بود.
هر ماشینی که رد میشد، گویی پارهای از یک حماسه بزرگ را با خود حمل میکرد.
از پنجونیم عصر تا شش، کاروان به دروازههای آستانه اشرفیه رسید.
و اینجا بود که صحنه، از هر چه دیده بودم، فراتر رفت.

استقبالی به وسعت یک تاریخ
آستانه اشرفیه، خود را از ساعتها قبل برای میزبانی از فرزندان شهیدش آماده کرده بود. از دور، گنبد امامزاده سید جلالالدین اشرف (ع) گویی سر تعظیم فرود آورده بود.
خیابانهای منتهی به میدان اصلی و هر وجب از خاکی که چشم کار میکرد، پر از جمعیت بود.
صدای یا حسین جمعیت در فضا پیچیده بود و جمعیت بیشمار با سینهزنی و نوحهخوانی، منتظر ورود کاروان بودند.
گویی عاشورایی دیگر، نه در کربلا، که در دل آستانه اشرفیه به پا شده بود.
زن و مرد، پیر و جوان، کوچک و بزرگ، همه و همه، با چشمانی اشکبار اما مصمم، به استقبال شهدایشان آمدند.
شعار «لبیک یا حسین» در فضا میپیچید و قلبها را به هم گره میزد.
صدای گریهها، بیهیچ تعارفی، در میان همهمه جمعیت شنیده میشد.
کسی نمیتوانست بغضش را پنهان کند.
هر تابوتی که از خودرو پایین آورده میشد، گویی یک پاره از قلب شهر را با خود میبرد.
«از یک خانواده بودند.»
این جمله، دردناکترین واقعیتی بود که دیروز در آستانه اشرفیه به چشم میخورد.
کودک دبستانی، دانشجوی پزشکی، مادر و پدر؛ همگی با هم، به سوی معبود پر کشیده بودند.
گویی دشمن، اراده کرده بود ریشه یک خاندان را بخشکاند؛ اما این ریشه، عمیقتر از آن بود که با موشکهای اسرائیلی از بین برود.
بر عکس، خونشان، جوانه زد و تبدیل به ریشهای شد که حالا با اتحاد و همدلی مردم، در دل خاک ایران، محکمتر از همیشه پا گرفته است.

پیام خونین شهیدان: دشمن اصلی ما، اسرائیل و آمریکاست
خانوادههای شهدا، هرچند در شوک و غمی جانکاه فرو رفته بودند، اما صلابت و عزمی راسخ در چشمانشان هویدا بود.
یک مادر، با دستان لرزانش تابوت پسرش را نوازش میکرد و زیر لب میگفت:
«پسرم رفت تا بیشرفها بدانند ایران تنها نیست. انتقام خون تکتک شما را میگیریم.»
این جملات، پژواک تمام شعارهایی بود که در جمعیت شنیده میشد:
«مرگ بر منافق، مرگ بر فتنهگر، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر آمریکا…»
اینها دیگر تنها شعار نبودند؛ تبدیل به یک عهد عمومی شده بودند.
یک پیمان از جنس خون و اشک.
جنایتهای پیدرپی و بیشرمانه دشمنان، در نهایت یک حقیقت تلخ اما روشن را پیش روی همگان قرار داد:
دشمن اصلی، بیشک، اسرائیل و آمریکاست.
همین حالا، تمام تردیدها از بین رفته بود.
مردم آستانه اشرفیه، که دیروز با تمام وجود، طعم تلخ شهادت را چشیدند،
حالا با عزمی فولادین، پرچم دفاع از میهن را بر دوش گرفتند.
نگاهشان، نه به گذشته که به آینده بود؛
آیندهای که باید با خون همین شهدا آبیاری شود.

روز عاشورایی آستانه: نقطه پایان یا آغاز؟
آستانه اشرفیه دیروز، با این تشییع پرشکوه و حماسی، به یکباره، معنای مقاومت و وفاداری را از نو نوشت.
مراسمی که از رشت آغاز و به آستانه ختم شد،
گویی فصلی تازه از حماسه مردم ایران را در برابر استکبار جهانی گشود.
اینجا، خون شهیدان، دیگر تنها نشانه مظلومیت نبود؛
تبدیل به سوگند مقدسی شد که تا «خون در بدن» است،این ملت متحد، برای دفاع از این کشور و میهن، لحظهای آرام نخواهد گرفت.
پایان این گزارش، آغاز راهی است برای این مردم، که حالا بیش از هر زمان دیگری آمادهاند تا به عهدشان با شهدا و با خاک وطن، وفا کنند.
و در این مسیر،هیچ چیزی نمیتواند مانع شود.





ثبت دیدگاه