حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۵ مرداد , ۱۴۰۵ Monday, 27 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1914 تعداد دیدگاهها : 0×
زائرِ بی‌سرِ کربلا در آغوش نجف؛ بازگشت قائدِ شهید به خانه‌ی پدری پس از ۶۹ سال
08 جولای 2026 - 15:28
شناسه : 7958
1
روایت وداع؛ پس از ۶۹ سال دوری، امام شهید امتِ ایران به دیارِ امیرالمؤمنین(ع) و اباعبدالله(ع) بازگشت تا در آستانه‌ی اربعین، نخستین زائرِ کاروانِ حسینی باشد. نجف و کربلا در استقبالی بی‌نظیر و تکان‌دهنده، برای این قائدِ خستگی‌ناپذیر آغوش گشودند؛ شهریارِ جبهه‌ها آمد تا طواف آخرش را در حرم‌های عشق بجا آورد و در محضرِ پدرِ امت، آرام گیرد.
ارسال توسط :
پ
پ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی گیل رسا،نسیمِ داغ و آشنای عراق که به استقبال پیکر مطهر آمد، گویی بوی غربتِ سال‌های دور را با خود می‌آورد. ۶۹ سال گذشته بود؛ از روزهایی که او جوانی مؤمن و پرشور در کوچه‌پس‌کوچه‌های نجف بود، تا امروز که به عنوان رهبر و قائد شهیدِ یک امت، در حصارِ گل‌های سرخ و اشک‌های بی‌پایان به این خاک مقدس بازمی‌گشت. نجفِ اشرف در دستانِ طوفانی از غم چرخ می‌خورد. خیابان‌های منتهی به حرم علوی، جای سوزن انداختن نداشت. عراقی‌ها، با همان شورِ حماسی و لهجه‌های سرشار از ارادتِ عشایری‌شان، شیون‌کنان خود را به تابوتِ قائد رسانده بودند؛ دست‌هایشان به رسمِ عزا بر سر و سینه می‌خورد و فریادهای «یا مظلوم» و «علی راح الغالی» (عزیزِ ما رفت) در آسمانِ نجف طنین‌انداز می‌شد. آن‌ها امامِ ایران را غریبه نمی‌دانستند؛ او برای عراقی‌ها، مظهرِ عزت اسلام و پناهِ روزهای سختِ مبارزه با تکفیر و استکبار بود.

پیکر مطهر را به درون صحن مطهر امیرالمؤمنین(ع) آوردند. زیر ایوانِ طلای مرتضی علی(ع)، قامت‌ها به نماز ایستاد. تصویری که چشم‌ها را می‌سوزاند و اشک‌ها را سرازیر می‌کرد؛ در جوارِ مضجعِ شریف شاهِ مردان، نماز بر پیکرِ سربازِ وفادارش اقامه شد. صدای هق‌هقِ نمازگزاران عراقی و ایرانی در فضای ملکوتی حرم پیچید و به سقفِ آیینه‌کاری‌شده گره خورد. پس از نماز، طوافی آسمانی آغاز شد. تابوت، روی بالِ فرشتگان و دست‌های زخمی و خسته‌ی مردم دور ضریح می‌چرخید. گویی علی(ع) آغوش گشوده بود تا خستگیِ مجاهدت‌های بی‌وقفه و دهه‌ها زخمِ جانکاه را از تنِ این فرزندِ شهیدش بتکاند.

اما طوفانِ اصلی در کربلا بپا شد؛ در بین‌الحرمین، همان‌جایی که سال‌ها با اشک و حسرت در دعاهایش آرزوی زیارتش را می‌کرد. حالا او آمده بود، اما نه با پای پیاده، بلکه به عنوان نخستین زائرِ اربعینِ آن سال. او جلوتر از تمام موکب‌ها و پیاده‌ها، پیش‌قراول کاروان شده بود تا راهِ زیارت را با خونِ پاکش تطهیر کند. دور تا دور بین‌الحرمین، عراقی‌های وفادار قد خم کرده و بر سر و صورت می‌کوبیدند. زنان با پوشیه‌های مشکی ضجه می‌زدند و مردانِ تنومند عرب، پیشانی‌بندهای سرخِ خونخواهی بسته و با هروله و گریه، تابوت را همراهی می‌کردند.

شکوهِ طواف در حرم سیدالشهدا(ع) و آستانِ حضرت قمر بنی‌هاشم(ع) وصف‌ناپذیر بود. تابوتِ قائد، در میانِ دریایی از علم‌های سرخ و سبز، از ضریحِ عباسِ علمدار عبور کرد تا به حرمِ اباعبدالله(ع) برسد. گویی ابوالفضل(ع) به این علمدارِ شهیدِ جبهه‌های حق خوش‌آمد می‌گفت. هوا سرشار از عطرِ سیب بود و صدای سنج و دمام، ضربانِ قلب‌های شکسته را تنظیم می‌کرد.

میهمان‌نوازی عراقی‌ها در این وداعِ باشکوه، جلوه دیگری از پیوندِ ناگسستنی دو ملت را به تصویر کشید. مسیرهای تشییع و بدرقه، پر شده بود از موکب‌های خودجوشی که عراقی‌ها برای پذیرایی از زائران و بدرقه‌کنندگانِ امام شهید برپا کرده بودند. همان موکب‌دارانی که سال‌ها در اربعین خادمِ زوار بودند، این‌بار با چشمانی اشک‌بار و با آب و چای و خرما ایستاده بودند تا غبارِ راه را از تنِ تشییع‌کنندگانی بشویند که با پاهای خسته و دل‌های شکسته، پشت سرِ قائدِ خود راه می‌رفتند. این استقبال بی‌نظیر و این طوافِ سرخ در حرمین، حماسه‌ای بود که تاریخِ نجف و کربلا هرگز نظیرش را به یاد نخواهد آورد؛ روایتی از وفاداری بدون مرز که نشان داد عشق به قائد شهید، جغرافیای خاکی نمی‌شناسد و خونِ او، پیوندِ دو ملت را تا ابد با تاروپودِ کربلا گره زده است.

عقیل گنجه

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.