حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Monday, 9 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1812 تعداد دیدگاهها : 0×
ضیابر؛ سرزمین روایت و اشک/ جایی که عاشورا هر سال زندگی را از سر می‌گیرد
۱۵ تیر ۱۴۰۴ - ۱۴:۵۱
شناسه : 6612
3
گیل رسا گزارش می دهد؛ در ضیابر، آن‌جا که ریشه‌های عاشورا با تاریخ و هویت یک روستا گره خورده، هزاران عزادار از گوشه‌وکنار ایران گرد آمدند تا در صفوفی اشک‌آلود، نظاره‌گر اجرای تعزیه‌ای ۳۰۰ ساله باشند؛ تعزیه‌ای که هر سال از ظهر عاشورا آغاز می‌شود و با حضور پرشور مردم، خیابان‌های این دیار کوچک را به بزرگ‌ترین صحنه حماسه و همدلی عاشورایی گیلان بدل می‌سازد.
ارسال توسط :
پ
پ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی گیل رسا از صومعه سرا،از نخستین ساعات صبح عاشورا، خیابان‌های ضیابر دیگر شبیه هیچ روزی نبود. سیل جمعیت از نقاط مختلف گیلان و استان‌های همجوار، به سوی حسینیه ذوالجناح روانه شده بودند؛ آنها آمده بودند تا تماشاگر زنده‌ترین، باشکوه‌ترین و قدیمی‌ترین تعزیه حسینی ایران شوند.

امسال، باز هم همان رسم ۳۰۰ ساله تکرار شد: تعزیه‌ای که نه فقط یک نمایش مذهبی، بلکه سند هویت و اصالت این دیار است. ضیابر از جمعیت موج می‌زد؛ راهی نبود که رهگذری از آن بگذرد و صدای یا حسین نشنود، راه نبود که زیر پای عزاداری خالی بماند.

در ساعت اذان ظهر، با اقامه با‌شکوه نماز ظهر عاشورا، حرکت دسته تعزیه آغاز شد. صدای طبل‌ها، نخستین نت موسیقی حماسه را در ضیابر نواخت؛ نوای پرچم‌ها بر فراز دستان جوانان، سمبلی از سربلندی و استمرار راه حسین بود. هیئت «هل من ناصر ینصرنی» در میان جمعیت می‌گذشتند؛ آن سوی میدان، بازیگران سوار بر اسب، با زره‌های براق و شال‌های سیاه و سرخ، آماده حضور بودند.

مسیر حرکت از حسینیه ذوالجناح تا منزل مرحوم آیت الله رضوی، صحنه‌ی شور و شعور شده بود. صدای هماهنگ یاران حسین، در هم‌آوایی با اشک مادران و فریاد کودکان، ضیابر را به مصافی میان زمین و آسمان بدل ساخته بود. اینجا، برخلاف هر مراسم دیگری، اشک لازمه حضور است؛ کم نبودند مردانی که سال‌هاست هر عاشورا سهمی از انکسار و دلدادگی را با خویش حمل می‌کنند.

در یکی از خانه‌های قدیمی مسیر، خانم میانسالی را می‌بینم که قاب عکسی از جوان شهیدش را کنار سفره نذری چیده است: «اینجا هر سال، همه می‌آیند. خانه ما، خانه حسین است. تا این تعزیه هست، دل من آرام است.»

جمعیت، صبور و خاموش، صحنه‌های واقعه کربلا را دنبال می‌کند. تصاویر اسب‌ها و شمشیرها زیر اشعه آفتاب ظهر گیلان برق می‌زند؛ نوای «واه عباسا»، «یا حسین» و زمزمه مادران درهم می‌آمیزد. هر بازیگر، بار سنگینی روی دوشش است: بر دوش آنان، بار امانت شهری است که سه قرن است مشتاقانه روایت کربلا را زنده نگه داشته.

در پایان مراسم، خانه‌های روستا به روی همه باز است. فرقی ندارد از کجا آمده باشی؛ عزادار حسینی که باشی، میزبانی مردم ضیابر نصیبت خواهد شد. برنج و رب و محبت، قابلمه‌به‌قابلمه تقسیم می‌شود. امسال، این روایت باز هم تکرار شد؛ اما نه تکراری کهنه، بلکه زایش دوباره امید و ایمان در دل مردم.

ضیابر، با تعزیه‌اش، نه تنها عزاداری می‌کند، که هر سال دوباره عاشورا را زندگی می‌کند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.