به گزارش پایگاه خبری تحلیلی گیل رسا،در جنگهای کوتاهمدت، زمان به سرعت میگذرد و هر ساعت میتواند ورق را در میدان نبرد و میدان افکار عمومی برگرداند. جنگ ۱۲ روزه نشان داد که رسانه دیگر «حاشیه» جنگ نیست، بلکه خود یک جبهه مستقل و تعیینکننده است.
از همان ساعتهای آغازین، تصاویر و ویدئوهای خام از محل درگیریها در شبکههای اجتماعی پخش شد و همزمان رسانههای رسمی، بسته به گرایشهای سیاسیشان، روایتی هماهنگ یا واگرا ارائه دادند. در چنین فضایی، واقعیت تبدیل به پازلی شد که هر مخاطب بر اساس منبع انتخابیاش تکمیل کرد.
سه ویژگی رسانهای این نبرد برجسته بود:
- سرعت انتشار و رقابت بدون توقف: هر طرف تلاش داشت «اولین» روایت را منتشر کند، حتی اگر هنوز همه جزئیات روشن نشده باشد.
- قدرتگیری رسانههای مردمی: خبرنگاران شهروند و کاربران عادی با دوربین گوشیهایشان بخشی از بار اطلاعرسانی را به دوش کشیدند، اما همین امر میدان را برای شایعه و تحریف هم باز کرد.
- نبرد روایت فراتر از جغرافیا: هشتگها و کمپینهای آنلاین باعث شد جنگ ۱۲ روزه از محدودیت جغرافیایی عبور کند و تبدیل به موضوعی جهانی شود که در خیابانهای شهرهای دیگر انعکاس یافت.
نکته مهم، نقش «پیشروایتگری» بود. طرفی که پیش از وقوع واقعه، زمینه ذهنی و احساسی مخاطب را آماده میکند، در زمان حادثهای چون جنگ کوتاهمدت، روایتش راحتتر پذیرفته میشود. این همان جایی است که جهاد تبیین با مهارت رسانهای پیوند میخورد.
جنگ ۱۲ روزه الگویی فشرده از نبرد رسانهای مدرن را به نمایش گذاشت: جایی که کلمات، تصویر و ویدئو، نه صرفاً ثبتکننده وقایع، بلکه خود بخشی از استراتژی جنگ هستند. نتیجه نهایی آن هم نهفقط روی نقشه جغرافیایی، که در افکار عمومی جهان ثبت میشود.





ثبت دیدگاه