حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۵ مرداد , ۱۴۰۵ Monday, 27 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1914 تعداد دیدگاهها : 0×
آرام‌گرفتنِ ستاره در جوار خورشید؛ جهان، در سوگ «سیدعلی» به ماتم نشست / خون‌خواهی، تنها تپشِ قلبِ داغدارِ ملت
10 جولای 2026 - 2:25
شناسه : 7982
0
روایت وداع؛ مشهد مقدس به پایانِ راهِ سختِ وداع رسید؛ پیکر «امام شهید امت» در جوارِ حرمِ امنِ رضوی برای همیشه آرام گرفت تا خاک، میزبانِ بزرگ‌مردی شود که زمین برایش کوچک بود. اما با فرود آمدن آخرین لایه‌های خاک بر پیکرِ مطهر، گویی جهان در خلئی از بغض و آه فرو رفت. وقتی نوای لرزانِ «اِسْمَعْ اِفْهَمْ یا سید علی بن سید جواد» در فضا طنین‌انداز شد، جهان در برابر دیدگانِ میلیون‌ها سوگوار سیاه شد؛ لحظه‌ای که نه فقط یک خاک‌سپاری، که آغازِ فورانِ خشمِ مقدسی بود که با رفتنِ سیدِ شهیدان، در رگ‌های این ملت هزاران‌برابر شد.
ارسال توسط :
پ
پ

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی گیل رسا از مشهد، اینجا دیگر پایانِ بدرقه نیست، اینجا آغازِ یک بغضِ ابدی است. مشهد مقدس، در جوارِ مضجع شریف امام رئوف، آرامگاهی را در آغوش کشیده است که نه یک مزار، که قبله‌گاهِ آزادگان جهان خواهد شد. «سیدعلی» رفت و با رفتنش، چرخِ روزگار گویی از حرکت ایستاد.

خاک، امانت‌دارِ پیکری شد که عمری در میدان‌های جهاد، ستونِ خیمه‌ی امید بود. اما لحظه‌ی خاک‌سپاری، زمانی که تلقین‌خوان با بغضی که راهِ گلویش را بسته بود، فریاد زد: «اِسْمَعْ اِفْهَمْ یا سید علی بن سید جواد…»، انگار زمان ایستاد. جهان در چشمِ همه تاریک شد. آن لحظه، لحظه‌ی فرو ریختنِ کوه‌ها بود. وقتی صدای تلقین در صحن‌های مملو از جمعیت پیچید، فریادِ هق‌هقِ عاشقان تا آسمان بالا رفت؛ گویی قلبِ تپنده‌ی یک ملت در آن لحظه از سینه خارج شد و در خاک آرمید.

اما در این فضای سنگین و جانکاه که بغض و آه، همه‌ی جهان را فرا گرفته، شعله‌ای دیگر در حال زبانه کشیدن است. دشمنان تصور می‌کردند با بردنِ سید، کار تمام است؛ آن‌ها نمی‌دانستند که با رفتنِ «سیدعلی»، خون‌خواهی در رگ‌های این ملت نه فقط زنده، که شعله‌ور شد.

امروز، کنارِ مزارِ او، هیچ‌کس تسلیت نمی‌گوید؛ اینجا همه از «انتقام» می‌گویند. خشمِ فروخفته‌ای که تا پیش از این در سینه‌ها حبس بود، با رفتنِ او به آتشفشانی تبدیل شده که هیچ سدی جلودارش نیست. نگاه‌های خیسِ مردم، به پرچم‌های سرخِ خون‌خواهی دوخته شده است؛ پرچم‌هایی که حالا نه فقط نمادِ سوگ، که سندِ وعده‌ی صادقِ انتقام است.

سیدِ ما رفت و در جوار امامش آرام گرفت، اما آتشی که در دل‌های عاشقانش افروخته، تا ابد خاموش نخواهد شد. هر قطره اشکی که بر این مزار می‌ریزد، بذری برای روییدنِ نهالِ خشمِ مقدس است. جهان بداند؛ رفتنِ سیدعلی، پایانِ راه نیست؛ شروعِ طوفانی است که از مشهد برخواهد خاست و بساطِ بیداد را در هم خواهد پیچید. اکنون، ملت ایران با قلبی خونین و مشت‌هایی گره‌کرده، بر مزارِ او پیمان می‌بندد که خونِ سیدعلی، موتورِ محرکِ نبردی خواهد شد که پیروزی‌اش در افق‌های نزدیک، وعده‌ی قطعی الهی است. این مزار، نه مزارِ پایان، که سکوی پرتابِ خشمِ این ملت است.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.