به گزارش پایگاه خبری تحلیلی گیل رسا از گیلان، نام لاهیجان برای خیلیها با تصویر استخر بزرگ وسط شهر و شیب سرسبز شیطانکوه گره خورده است؛ اما شهر، مدتهاست از قاب کارتپستالها بیرون زده و به زبان برنامهریزی و طرحهای توسعه وارد شده است.
در سالهای اخیر، چه در سخنان فرماندار و چه در اظهارات شهردار لاهیجان، یک محور مشترک بهطور مداوم تکرار شده:
لاهیجان باید از «گذرگاه مسافران» به «مقصد پایدار گردشگری» تبدیل شود؛ مقصدی که خودِ شهر، زیرساختها، هویت، اقتصاد و سبک زندگی مردمش، برای ماندن و بازگشت دوباره گردشگر دلیل بسازد.
این زاویه نگاه، نقطه تمایز لاهیجان با بسیاری از شهرهای شمالی است که هنوز زیر بار ترافیک آخر هفته و ویلاهای پراکنده، فرصت طراحی آینده را از دست میدهند.
گردشگری، موتور توسعه؛ نه بار اضافی
در ادبیات عمرانی قدیم، گاهی گردشگری بهعنوان «فشار» بر شهر دیده میشد؛ ازدحام، ترافیک، زباله بیشتر، آسیب به طبیعت. اما رویکرد جدید مدیریت شهری و اجرایی در لاهیجان، دقیقاً عکس این است:
-
گردشگر، هزینه نیست؛ سرمایه است
اگر شهر بتواند ماندگاری مسافر را حتی یک شب افزایش دهد، زنجیرهای از اشتغال محلی فعال میشود: اقامت، غذا، حملونقل، صنایعدستی، تفریح، خدمات شهری.
-
گردشگری، فقط دریا و جنگل نیست
لاهیجان از معدود شهرهای شمالی است که همزمان «میراث طبیعی» (استخر، شیطانکوه، باغات چای) و «میراث تاریخی و فرهنگی» (بافت قدیمی، بازار سنتی، مساجد و بناهای قدیمی) را در فاصلهای نزدیک کنار هم دارد. همین همنشینیِ طبیعت و تاریخ، بزرگترین دارایی شهر در نقشه توسعه است.
به همین دلیل است که مسئولان شهرستان، بارها تأکید کردهاند توسعه لاهیجان باید بر پایه اقتصاد گردشگری باشد؛ اما نه نسخه کپیشده از دیگر شهرها، بلکه مدلی بومیشده بر اساس ظرفیتهای خاص این شهر.
لاهیجان بهعنوان یک «شهر پیادهرو»
در صحبتهای مدیران شهری، یکی از کلیدواژههای تکرارشونده، «پیادهمداری و ارتقای کیفیت فضاهای عمومی» است. لاهیجان، برخلاف بسیاری از شهرهای شلوغ، هنوز این فرصت را دارد که:
- برخی محورهای اطراف استخر و بافت مرکزی را به پیادهراههای واقعی تبدیل کند؛
- مسیرهای پیادهروی امن و جذاب از استخر تا شیطانکوه و بام سبز فراهم کند؛
- در حاشیه این مسیرها، فضاهای نشستن، کافههای کوچک محلی، غرفههای صنایعدستی و محصولات بومی را سامان بدهد، نه اینکه رها کند.
چنین رویکردی، لاهیجان را به شهری تبدیل میکند که گردشگر در آن «راه میرود، میبیند، میخرد و میماند»؛ نه اینکه فقط از ماشیناش پیاده شود، عکسی بگیرد و برگردد.
بازآفرینی بافت قدیم؛ هویت بهجای ویترین
توجه به بازآفرینی بافت قدیم باید مورد توجه قرار گیرد ؛ نه بهعنوان یک پروژه صرفاً میراثی، بلکه بهعنوان فرصتی برای پیوند اقتصاد و هویت.
اگر بازار قدیم، راستههای تاریخی، خانههای بام شیبدار و محلههای قدیمی لاهیجان درست دیده شوند، میتوانند:
- به کافهکتابها، گالریها و کارگاههای صنایعدستی بومی تبدیل شوند؛
- میزبان رویدادهای کوچک فرهنگی و گردشگری شوند؛
- جوانان تحصیلکرده شهر را که میل به مهاجرت دارند، در قالب کسبوکارهای خلاق در شهر نگه دارند.
این یعنی لاهیجان، بهجای اینکه صرفاً «نما»ی خود را رنگ کند، ریشههای هویتیاش را به سرمایه اقتصادی تبدیل میکند؛ چیزی که در بسیاری از شهرها نادیده گرفته میشود.
بام سبز و استخر؛ دو قطب یک محور توسعه
بام سبز لاهیجان، در کنار استخر، بهنوعی تبدیل به «برند تصویری» شهر شده است؛ اما در نگاه توسعهای، این دو نقطه، تنها دو سر یک محور مهمتر هستند: محور «تفریح، گردش و هویت شهری».
مدیریت شهری، اگر بتواند میان این دو قطب:
- شبکهای منظم از مسیرهای پیاده، دوچرخه، فضاهای نشستن، بوستانها و فضاهای فرهنگی ایجاد کند؛
- روشنایی، مبلمان شهری، امنیت و نظم ترافیکی را بهصورت یکپارچه طراحی کند؛
- و در نهایت، دستفروشی و عرضه محصولات محلی را به شکل سامانمند حمایت کند؛
آنگاه استخر و بام سبز، از دو نقطه شلوغ و جدا از هم، به یک کمربند گردشگری-اجتماعی تبدیل میشوند که قلب شهر را زنده نگه میدارد.
گردشگری چهار فصل؛ از چای تا باران
مدیران اجرایی لاهیجان بارها بر این نکته تأکید کردهاند که این شهر، فقط مقصد تعطیلات نوروزی یا آخر هفتههای تابستان نیست. اگر تقویم رویدادهای شهری جدی گرفته شود، لاهیجان میتواند:
- در بهار: جشنوارههای چای، فرهنگ گیلانی و پیادهروی خانوادگی
- در تابستان: برنامههای شبانه در حاشیه استخر و بوستانها
- در پاییز: رویدادهای فرهنگی، هنری و گردشگری شهری با محوریت باران و مه
- در زمستان: جشنوارههای خوراک محلی و تورهای شهری سبک
را میزبانی کند و به معنای واقعی، «شهر گردشگری چهار فصل» باشد؛ این همان چیزی است که در نگاه برنامهریزی کلان مسئولان، از آن بهعنوان افزایش ماندگاری گردشگر و پایداری اقتصاد محلی یاد میشود.
لاهیجان و آزمون سخت تعادل
با همه این ظرفیتها، لاهیجان یک آزمون سخت پیش رو دارد: تعادل بین توسعه و هویت.
در سخنان مسئولان شهری و شهرستانی، بارها به این نکته اشاره شده که:
- شهر نباید قربانی ساختوسازهای بیضابطه شود؛
- نباید طبیعت اطراف، باغات چای و چشمانداز سبز شهر، زیر فشار ویلاسازی و پروژههای مقطعی از بین برود؛
- و نباید بافت قدیمی و خاطرههای جمعی شهر، فقط به خاطر چند برج و پاساژ جدید پاک شود.
اگر لاهیجان بتواند میان نیاز به درآمد و حفظ چهره انسانی و تاریخی شهر تعادل برقرار کند، میتواند مدلی از توسعه بسازد که نه نسخه کپیشده شمالِ خسته و شلوغ، بلکه نمونهای موفق از «توسعه بومیشده شهری» در کشور باشد.
از «شهر مقصد» تا «مرجع تجربه»
آنچه امروز در حرفهای فرماندار و شهردار لاهیجان میتوان دید، بیش از آنکه صرفاً فهرستی از پروژهها باشد، یک نگاه راهبردی به جایگاه شهر است؛ شهری که:
- میخواهد فقط مقصد سفر نباشد،
- بلکه تجربهای موفق از پیوند گردشگری، هویت، اقتصاد و کیفیت زندگی شهروندان را ارائه کند.
اگر این نگاه در عمل دنبال شود، لاهیجان در سالهای آینده میتواند نه فقط در بروشورهای گردشگری، بلکه در اتاقهای فکر توسعه شهری کشور هم شناخته شود؛ شهری که نشان داد «پیشرفت» لزوماً به معنای قطع ریشهها و تغییر چهره نیست، بلکه میتواند ادامه طبیعی همان هویت قدیمی در لباسی نو باشد.





ثبت دیدگاه