به گزارش پایگاه خبری تحلیلی گیل رسا،در سالگرد عروج مردی ایستادهایم که حضورش نه در هیاهوی نامها، که در سکوتی عمیق و روشن معنا میشد؛ مردی که بودنش شبیه چراغی آرام در شبهای تاریک بود. چراغی که بیآنکه ادعایی داشته باشد، راه را نشان میداد و دلهای خسته را به سمت روشنایی میبرد. آیتالله محمدتقی بهجت از آن انسانهایی بود که عظمتشان در سادگیشان پنهان میماند؛ مردی که گویی در زمانهای پر از غوغا، راه سکوت و اخلاص را برگزیده بود و با همان سکوت، دلهای بسیاری را بیدار میکرد.
نام او که به میان میآید، بیاختیار فضای ذهن پر میشود از تصویر حجرهای ساده، نمازی طولانی، نگاهی فروتنانه و اشکهایی که در خلوت نیمهشب بر سجاده جاری میشد. او از آن بندگانی بود که میان زمین و آسمان پلی از اخلاص ساخته بودند؛ انسانی که نه با خطابههای بلند، بلکه با زیستنی صادقانه، معنای بندگی را به دیگران نشان میداد. بسیاری او را نه فقط یک فقیه و عالم، بلکه پناهی معنوی برای دلهای سرگشته میدانستند؛ مردی که نگاهش آدمی را بیآنکه سخنی بگوید، به یاد خدا میانداخت.
سالها از روزی که پیکر خاکیاش از میان ما رفت گذشته است، اما بعضی رفتنها پایان حضور نیست. رفتن برخی انسانها بیشتر شبیه پنهان شدن خورشید پشت ابرهاست؛ نوری که دیگر دیده نمیشود، اما گرمایش همچنان بر زمین باقی میماند. آیتالله بهجت نیز از همان خورشیدهای آرام بود؛ مردی که ردّ قدمهایش در جان زمان باقی ماند و یادش هنوز در دلهای بسیاری روشن است.
شاگردان، دوستداران و حتی آنان که تنها نامی از او شنیدهاند، هنوز کلمات کوتاه و نافذش را زمزمه میکنند. سخنانی ساده اما ژرف که بوی یقین میداد و روح را به سوی عمل فرا میخواند. گویی او راز بزرگ سلوک را در چند جمله خلاصه کرده بود؛ همان توصیهای که بارها بر زبانش جاری شد و همچنان در گوش زمان طنین دارد: «به آنچه میدانید عمل کنید.» چه بسیار کتابها نوشته شدهاند تا راه بندگی را توضیح دهند، اما او با همین چند واژه، راهی روشن و بیپیرایه پیش روی انسان میگذاشت.
زندگی او یادآور حقیقتی فراموششده است؛ اینکه گاهی بزرگترین انسانها همانهایی هستند که کمتر دیده میشوند. آنان که نه در پی شهرتاند و نه در پی نام، اما دلهای بسیاری را با نور اخلاصشان روشن میکنند. آیتالله بهجت از آن مردان خدا بود که بزرگیشان در گمنامیشان جلوه میکرد؛ عارفی که میان مردم میزیست، اما دلش پیوسته در آسمان بود.
امروز، در سالگرد عروج ملکوتی او، دلها بیش از همیشه هوای آن مرد آرام را کرده است؛ مردی که حضورش یاد خدا را زنده میکرد و سکوتش از هزار سخن رساتر بود. گویی هنوز هم در گوشهای از زمان، صدای قدمهای آهستهاش در کوچههای قم شنیده میشود و نگاهی مهربان از پشت سالها، انسان را به سوی سادگی، اخلاص و بندگی فرا میخواند.
شاید راز ماندگاری اولیای الهی همین باشد؛ جسمشان از میان ما میرود، اما نور حضورشان در دل تاریخ باقی میماند. آنان چون ستارگانیاند که حتی پس از خاموشی ظاهری، نورشان همچنان راه را به مسافران شب نشان میدهد.
خدایا، ما را از رهروان صادق راه بندگانت قرار بده؛ همانانی که بیادعا زیستند، بیتعلق دل بستند و بیهیاهو به سوی تو پر کشیدند. روح بلند آیتالله بهجت را غریق رحمت و رضوان بیپایانت قرار ده و دلهای ما را به نور راهی که او نشان داد، روشن بدار.





ثبت دیدگاه