به گزارش پایگاه خبری تحلیلی گیل رسا از ماسال،وقتی در شیب تند و بادگیر ییلاق «آلالهپشته» ماسال بایستید و به تندیس افراشته در سکوت محض کوهستان خیره شوید، تاریخ دیگر یک رشته از سالها و روزها در کتابهای قطور نیست؛ تاریخ در همین خاک، در زوزه همیشگی باد تالش و در تنفس سنگین صخرهها جاری است.
آلالهپشته فقط یک مختصات جغرافیایی مرزی میان ماسال و خلخال نیست؛ این نقطه، محراب آزمون وجدان تاریخی یک ملت است. جایی که مردی با آرمانهای ناب عدالتطلبانه و استقلالخواهانه، تمام هستی خود را به آوردگاه برد و در واپسین ساعت حیاتش، در محاصره برف و بوران و خنجرهای نارفیقان، حاضر نشد از شرف خویش عقب بنشیند.
نهضت جنگل را اغلب با غرش تفنگها در دالانهای جنگلی فومن و بارانهای ممتد جلگه میشناسند، اما سرنوشت و عصاره معنایی این نهضت در ارتفاعات ماسال رقم خورد. ایستادن بر این ارتفاع ۲۲۰۰ متری، این پرسش بنیادین را در ذهن بیدار میکند که چرا سردار جنگل در آخرین پرده زندگیاش به این بلندیها پناه آورد؟ پاسخ در پیوند ناگسستنی میرزا با تودههای محروم و مردم باوفای کوهپایهها نهفته است. ماسال گذرگاه نجات نبود، مسلخ عزت بود. میرزا در واپسین نفسها میتوانست تن به اماننامههای رضاخانی بدهد، میتوانست به وسوسه امتیازات اجنبی تسلیم شود، یا حداقل یار خارجی و علیلش، گائوک، را بر زمین بگذارد تا سبکبارتر خود را نجات دهد؛ اما حماسه میرزا دقیقاً از همانجایی آغاز شد که او اخلاق و رفاقت را بر بقای جسمانی ترجیح داد و پیکر همراهش را بر دوش گرفت تا در آغوش سرما یخ بزند، اما مرامش آب نشود.
امروز این یادمان فلزی که با خطوط دوار و مشبک در چشمانداز باز آلالهپشته افراشته شده، حکم یک فانوس دریایی در اقیانوس فراموشی را دارد. این سازه به گردشگری که برای تماشای اقیانوس ابر به ماسال آمده، یادآوری میکند که این مراتع سرسبز و دلانگیز، روزگاری شاهد چکاچک مظلومیت و شجاعت بودهاند؛ یادآوری میکند که پیش از آنکه این خاک تفرجگاه باشد، قربانگاه استقلال وطن بوده است. سر بریده میرزا که از همین ارتفاعات تا رشت و طهران بر نیزه کینه گردانده شد، شاهدی ابدی بر این حقیقت است که استبداد و استعمار حتی از کالبد منجمد مجاهدان راه حق نیز وحشت دارند.
حضور چنین مشهدی در شهرستان ماسال، رسالتی سنگین بر دوش اهالی فرهنگ و رسانه این دیار میگذارد. آلالهپشته نباید در انزوای جغرافیایی خود تنها بماند. این یادمان باید به یک میعادگاه اندیشهورزی پیرامون استکبارستیزی، حفظ تمامیت ارضی و غیرت دینی تبدیل شود. هر نگاهی که از فراز آلالهپشته به درهها و ییلاقات زیر پا دوخته میشود، باید این درس جاودانه میرزا را زمزمه کند: آزادی و اعتلای این مرز و بوم، بهایی به سنگینی استخوانهای یخزده در کولاک و سرهای بریده بر دامن صخرهها داشته است؛ بهایی که پاسداری از آن، رسالت ابدی هر صاحبقلم و هر انسان آزادهای است.
مائده فلاحتکار





ثبت دیدگاه