به گزارش گیل رسا،با نگاهی به تحولات مدیریتی اخیر، بهخوبی میبینیم بسیاری از جوانان انقلابی و پرانگیزه که با امید به ایجاد تحول وارد دستگاه اجرایی شده بودند، حالا به خاطر مناسبات و بدهبستانهای پشت صحنه سیاستورزی، یکی پس از دیگری از قطار مدیریت پیاده میشوند. این اتفاقات در حالی رخ میدهد که بارها و بارها از سوی مسئولان شعار وفاق و اتحاد سر داده میشود. اما این پرسش جدی مطرح است: اگر واقعاً دوره، عصر وفاق ملی است، پس چطور این تعداد قابل توجه از مدیران کارآمد و متعهد در یک فاصله زمانی کوتاه کنار گذاشته میشوند؟
نکته تلختر اینجاست که مسئولیت این تغییرات به گردن هیچکس نمیافتد. هر بار که خبرنگاران و افکار عمومی درباره علت این رفتوآمدهای بیوقفه سوال میکنند، دولت تصمیمات را به نمایندگان مجلس حواله میدهد و نمایندگان مجلس هم سهم دولت را پررنگتر نشان میدهند. در این میان، مردم که اصلیترین ذینفعان این تحولاتاند، همچنان بیخبر میمانند و از منطق حاکم بر این تغییرات بیاطلاعاند.
ای کاش حقیقت آنچه در پس پرده این جابهجاییها رخ میدهد، شفاف و بیپرده به مردم گفته میشد. چرا که مردم بهترین داوران هستند و حق دارند بدانند علت حذف مدیرانی که کارنامهای موفق و روحیهای انقلابی داشتند، واقعاً چه بوده است؟ آیا صرفاً اختلاف سلیقه سیاسی یا تلاش برای ایجاد موازنه در قدرت چنین هزینه سنگینی بر نظام مدیریت کشور تحمیل کرده؟ یا دلایلی فراتر از این حرفها وجود دارد که کسی حاضر نیست مسئولیتشان را بپذیرد؟
امروز نیاز کشور به وحدت حقیقی و بهرهگیری از همه ظرفیتهای جوان و اخلاقمدار، از هر زمان دیگری بیشتر است. بازیهای سیاسی و منافع کوتاهمدت نباید مانعی شود تا سرمایههای انسانی کشور اینگونه به حاشیه رانده شوند. امید آنکه روزی شاهد شفافسازی در این زمینه باشیم و تصمیمات مهم مدیریتی، تنها بر مبنای شایستهسالاری و منافع ملی اتخاذ شود و نه بر اساس مناسبات جناحی و سیاسی.





ثبت دیدگاه