به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «گیل رسا»، نگاهش به تلفن همراهش دوخته است. گروههای مجازی پر است از حرف و حدیثِ اربعین و خاطرات روزهای پر التهاب دفاع دوازدهروزه. صدای مادر از آشپزخانه میآید: «وقتی ثبتنام کردی، خبرم کن!» نفس عمیقی میکشد. هنوز بیستروزی تا پیادهروی اربعین مانده و او امسال، دلش آشوبی دیگر دارد.
در همان روزهای دفاع، شهر برایش شبیه یک کربلا شده بود؛ نه به خاطر خطر و حادثه، بلکه به خاطر دوستی و یگانگی عجیبی که میان مردم بهوجود آمد. آدمهای مختلف که گاهی حتی افکارشان مثل هم نبود، ناگهان دور یک سفره جمع میشدند، هم را میدیدند و بیواسطه به هم دلگرمی میدادند: «ما همه ایرانیایم؛ فرزند حسینیم.» این جمله در ذهنش مانده بود، ساده و بیتکلف، اما مثل یک میثاق.
حالا همین فضا و همان آدمها دوباره دارند آماده میشوند. اربعین برایش فقط یک پیادهروی و زیارت نیست. برای او نماد یک وحدت است؛ اجتماعی از دلهای زخمی اما امیدوار که هرکدامشان قصهای شبیه قصه خودش دارند. پدر دوستی که شهید شده، خواهری که موکبدار شده، همکلاسی که دلش شکسته اما حالا با پرچم یاحسین به جاده میزند.
همه، بیآنکه یکدیگر را بشناسند، بیآنکه حتی بارها همدیگر را دیده باشند، حال دلشان از یک جنس است: «ما زنده به همین پیوندیم.»
به شبکههای اجتماعی سر میزند. میبیند یکی از جانبازان دفاع اخیر، فیلمی کوتاه فرستاده: از سختیهای میدان، اما با لبخند و امید به آینده. پستی دیگر، پرچم کوچکی را نشان میدهد که خانوادهها روی آن نام شهید یا نام شهرشان را نوشتهاند؛ قرار است سر راه اربعین، همه این پرچمها کنار هم باشد، بیهیچ مرزی، بیهیچ تفرقهای.
و او، مثل هزاران جوان دیگر، خود را جزئی از این قصه میبیند؛ قصهای که قهرمانانش فقط سرداران نظامی یا مسئولان نیستند، بلکه همین مردم کوچه و بازارند، همین مادرانی که سرباز تربیت کردند، همین جوانانی که با امید و عشق راهی یک اجتماع بیسابقه شدهاند.
او بیش از هر چیز، نسبت این روزهای ایران با عاشورا را حس میکند: عاشورا یعنی تن ندادن به ذلت، یعنی جمع شدن دور پرچم حق، یعنی همراه شدن با نهضت حسین وقتی سخت میگذرد. همین فلسفه است که در دفاع دوازدهروزه زنده شد، و حالا در آستانه اربعین دوباره جان تازه گرفته: ایرانیها حتی از دل بحران، یکدلتر، مهربانتر و آمادهتر برای آینده شدهاند.
قرار تلفنی با رفقایش میگذارد. میدانند شاید امسال هم محدودیت باشد، شاید همه نتوانند بروند؛ اما دلها همه همسوست. در فضای مجازی، در مساجد و خانهها، حتی وقتی فلش دوربین را روشن میکنند تا احوالاتشان را برای زائران ضبط کنند.
پیام در گروه دانشگاه پخش میشود: «ما باز هم کنار همیم، برای ایران، برای حسین(ع)، برای آرمانهایی که به ما هویت داده.»
این روزها، فصل تازه وحدت ایرانیان، به زبان ساده جوانان بازگو میشود؛ آنها خوب میدانند رمز بقا عشق است و همدلی و آنچه دشمنان میخواهند از ما بگیرند، همین پیوند است. و چه کسی بهتر از حسین بنعلی(ع) و قدمهای زائران اربعین میتواند این پیوند را مستحکمتر کند؟
خودش را میان این دریای همدلی رها میکند و میداند، دفاع مقدس دوازدهروزه و انتظار اربعین برای او و همنسلانش، فقط خاطره نیست؛ شروع راهیست که نسل بعد هم با امید و اعتماد طی خواهد کرد.





ثبت دیدگاه