جهاد زیرساختی در ماسال و شاندرمن؛ از پیشرفت ۷۵ درصدی پکیج تصفیه فاضلاب تا توسعه و اصلاح ۱۶ کیلومتر شبکه آبرسانی
هر ۴ ماه یک مسافر تازه؛ صندلی مدیریت چوکا داغتر از کوره پخت کاغذ!
مدیریت مصرف برق در سه ضلع تقاضا؛ تحلیل راهبردهای خانگی، اداری و صنعتی در عبور از ناترازی شبکه سراسری
شریانهای بیدار در نبرد با غولِ ناترازی؛ رمزگشایی از جغرافیای مصرف برق در ۳ جبهه خانگی، اداری و صنعتی
نبردِ چراغها: چگونه با مدیریتِ هوشمند، غولِ خاموشی را شکست دهیم؟
قاری نوجوان ماسالی به مرحله کشوری مسابقات قرآن کریم راه یافت/ درخشش «محمدطاها دلداری» در مسابقات استانی
خط قرمز محیطزیست بر سودجویان در ماسال؛ ۳۴۲ پایش صنعتی و برخورد با برداشتهای غیرمجاز
تشریح دستاوردهای یکساله اوقاف ماسال؛ از رشد ۱۵۹ درصدی درآمدها تا اجرای نیات میلیاردی
مدیر امور آب و فاضلاب شهرستان ماسال از پیشرفت فیزیکی ۷۵ درصدی پروژه پکیج تصفیه فاضلاب با اعتباری بالغ بر ۲۵۵ میلیارد و ۹۸۱ میلیون ریال خبر داد و گفت: در یک سال گذشته بیش از ۱۶ کیلومتر شبکه آب شرب شامل ۷.۲ کیلومتر توسعه و ۹.۲ کیلومتر اصلاح و بازسازی در ماسال و شاندرمن محقق شده است.
در بازدید از شرکت صنایع ابریشم که با حضور مقامات کشوری و استانی صورو گرفت، با اشاره به ظرفیت تولید ۱۰۰ تن نخ ابریشم در شرکت صنایع ابریشم گیلان، گفت: بازگشت کامل این واحد به چرخه تولید، نقش بسزایی در افزایش اشتغال و شکوفایی اقتصادی شهرستان و کشور خواهد داشت.
خوشبخت، با اعلام اجرای ۴۲ برنامه در دهه کرامت امسال، از رشد چشمگیر فعالیتهای خدمت رضوی در شهرستان و قرار گرفتن صومعهسرا در ردیفهای نخست استان در میزبانی جشنهای بینالمللی «زیر سایه خورشید» خبر داد.
چهل روز از خبری میگذرد که وقتی رسید، انگار زمان برای لحظهای ایستاد. خبری که نه فقط یک حادثه، بلکه زخمی عمیق بر دلها شد؛ زخمی که هنوز هم با یادش، نفسها سنگین میشود و سکوتی تلخ در جان آدم مینشیند.
اربعین، فقط شمارش روزهای نبودن نیست؛ روایت دلتنگی مردمی است که هنوز در کوچههای شهر، در قاب عکسها، در جملههای نیمهتمام و در خاطره آرامِ یک نگاه، عزیزانشان را جستوجو میکنند. بعضی انسانها آنقدر با مردم و سرزمینشان گره میخورند که حتی پس از رفتن نیز حضورشان از زندگی حذف نمیشود؛ درست مثل شهیدانی که نامشان با عزت ایران پیوند خورده است.
بعد از آن شب قدر، خیابانهای شهر دیگر شبیه قبل نبودند. مردم که روزها را با نگرانی خبرهای جنگ میگذراندند، شبها با حضوری پررنگتر به خیابانها میآمدند؛ حضوری که هر شب گستردهتر میشد و شهر را از سکوت سنگین روزهای اول بیرون میآورد.
شب هفدهم اسفند، یکی از سنگینترین شبهای آن روزها بود؛ شب قدر، شبی که مردم در مسجدها و حسینیهها تا سحر دعا میخواندند، در حالی که صدای دوردست آژیرها و خبرهای جنگ هنوز در گوش شهر میپیچید. اما درست پس از پایان دعای جوشن کبیر، خبری اعلام شد که مسیر آن شب را برای همیشه در حافظه مردم تغییر داد.
از همان روزهای نخست، شبهای شهر شکل دیگری پیدا کرد. مردم، دستهدسته و بیقرار، بعد از افطار راهی خیابانها میشدند؛ نه برای هیاهو، بلکه برای ایستادن کنار هم در سوگِ رهبر شهیدو برای آنکه اجازه ندهند شهر در آن روزهای پرآشوب، بیپناه بماند.
صبحِ نخست پس از آن سحرِ سنگین، شهر در حالی بیدار شد که آسمان آرام آرام باریدن گرفته بود. ماه رمضان بود و بیشتر مردم، خسته از شبِ طولانیِ خبرها، بدون خواب درست به خیابانها آمده بودند؛ شهری که هنوز زیر بارِ خبرِ رفتنِ رهبر عزیزخم شده بود.
ساعت هنوز به روشنی صبح نرسیده بود که خبرِ رفتنِ سیدعلی مثل موجی سرد در میان خانههای ایران پیچید؛ شهری که تا دیشب در خواب زمستانی بود، ناگهان با صدای گریه و بهت از خواب پرید.
با افزایش تنشهای منطقهای و حملات ناجوانمردانه آمریکا و اسرائیل به کشور، قسمتپور، با محکومیت شدید این اقدامات، از مردم خواست تا از تجمع در جایگاههای سوخت و فروشگاههای کالای اساسی خودداری کنند و بهدلیل هماهنگیهای دقیق، اطمینان داشته باشند که هیچ مشکلی در تأمین سوخت و کالاهای ضروری وجود ندارد.